اخیرا تصویری رو در یکی از شبکه های اجتماعی دیدم که  حاكی از این بود كه زن جوانی بسیار گناه كرده بود و از دنیا رفته و پس از مدتی كه به قبرش مراجعه كردند بدنش براثر شكنجه و عذاب از بین رفته و چشمانش به طرز وحشتناکی از حدقه اومده بیرون...




تصویر زنی که گفته می شود پس از چند ساعت دفن ، نبش قبر شده


گزارش گران می گفتند: هركس كه مثل این جوان گناه زیاد بكند در قبر بدنش اینگونه مورد شكنجه قرار می گیرد واین عذاب دردناك الهی است. ولی لازمه چند نکته رو یادآوری کنیم :

1. منظور از قبر این چهاردیواری كه جنازه را در آن می گذارند نیست چرا كه دراین صورت افرادی كه در دریا از بین می روند یا طعمه حیوانات می شوند و یا دفن نمی شوند ، نباید قبری داشته باشند؟! در حالی كه قبر برای هیچكس استثنا ندارد.


2. منظور از قبر همان عالم برزخ است كه چون معمولا و بطور طبیعی آغاز ورود به عالم برزخ این چهاردیواری است از این رو نشانی ورود به این عالم قبر می شود وگرنه عالم برزخ عالمی دیگر است خارج از این عالم میان دنیا و قیامت خواص خود را هم دارد و از عالم جسمانی و مادی كاملا مجزا است.


3. منظور از عذاب قبر شكنجه و عذاب بدن مادی و جسمانی نیست، بلكه این از خواص مربوط به عالم برزخ و عالم قیامت است كه ما نمی توانیم در مورد آن قضاوت داشته باشیم بنابراین معنای شكنجه و عذاب در قبر این نیست كه جنازه ای را كه در قبر گذاشتند همانجا بدن مورد شكنجه قرار گیرد همانند تصوری كه ما در دنیای مادی و جسمانی از شكنجه داریم؟ این قضاوت غلط است.


4. كسانی كه این اخبار را ترویج می كنند به دنبال این امر هستند كه جلوی گناه در جامعه رابگیرند ، اما به نظر بنده راه جلوگیری از گناه دروغ بافی و داستان سرایی نیست بلكه باید برای مردم عواقب شوم گناه را متذكر شد همین كافی است كه مردم از عذاب دردناگ گناه بترسند نیازی به داستان های ساختگی نیست.


5. این كار نه تنها انسان ها را از گناه باز نمی دارد بلكه بسیاری را ممكن است نسبت به دین بدبین كند و دین چنین نخواسته است.


6. عذابی كه خداوند متعال وعده داده هنوز محقق نشده است و اگر هم مواردی را در گوشه كنار مطرح می كنند بیشتر می توان نام مكافات عمل روی آن گذاشت و این ربطی به عذاب قیامت و عذاب قبر ندارد.


7. مسئله فشار قبر امری دیگر است كه مربوط به حق الناس است و تشریح آن كه به چه نحو است نیز از عهده ما خارج است چرا كه مربوط به این عالم نیست.

8. هنوز قیامت نشده است كه بخواهیم درمورد مجازات افراد قضاوت كنیم بگذارید قیامت بیاید معلوم میشود عذاب گناه یعنی چی...


عذاب قبر، چنین نیست که ما بتوانیم آن را رؤیت کنیم، و با چشم دنیائی ببینیم، بلکه باید چشم برزخی باز شود تا این حقایق آشکار گردد،مانند انسانی که در حال خواب روحش به آن طرف و این طرف سِیر می کند و یا می بیند که او را عذاب می کنند و چون از خواب بیدار می شود، می بیند بدنش کوفته شده و عرق می ریزد، در حالی که بغل دستی آن از عذاب او با خبر نیست.

روایت است : روزی یک نفر از مشرکین آمد نزد عثمان، در حالی که جمجمه ی شخص کافری را در دست گرفته بود، و به عثمان می گفت: دست بگذار روی این جمجمه ببین حرارتی احساس می کنی؟ عثمان در جواب ماند، سپس کسی را فرستاد سراغ امیرالمؤمنین(ع) و جریان را به حضرت گفتند،

حضرت فرمود: بروید یک سنگ چخماق بیاورید، سنگ را به همدیگر زد و جرقه ی آتش ظاهر شد، فرمود: حالا دست بگذار روی سنگ ببین حرارت احساس می کنی؟ گفت: نه، اینجا بود که عثمان گفت: « لو لا علی لهلک عثمان».
مضافأ بر اینکه گاهی از اوقات، برای آگاهی و تنبّه بعضی از افراد، عذاب برزخی بعضی اشخاص را دیده اند، و گاهی دیده شده که در قبرستان قبری شعله ور است و صاحب آن قبر معذب است، چه در زمان پیغمبر و چه در زمانهای دیگر.
امیرالمؤمنین(ع) فرمود: ای بندگان خدا، بعد از مرگ برای کسی که گناهش بخشیده نشده باشد، سخت تر است از خود مرگ.
پس بترسید از تنگی قبر، و تاریکی قبر، و غربت و تنهایی قبر، زیرا قبر هر روز ندا می کند، من خانه ی غربتم، من خانه ی وحشتم، من خانه ی مار و مور هستم،


اگر بنده ی مؤمنی به خاک سپرده شود، زمین به او می گوید: (أهلأ و مَرحَبأ) خوش آمدی، تو از کسانی بودی که من تو را دوست می داشتم که روی من راه بروی، و اگر اختیارت به دست من بیافتد، پس می دانی چه رفتاری با تو خواهم داشت، و قبر او وسعت پیدا می کند به اندازه ی دید چشم،

و اگر کافری دفن شود، زمین به او می گوید: (لا مرحَبأ بک و لا أهلأ) یعنی بی خودی آمدی و بدا به حال تو، هر آینه تو از کسانی بودی که من بدم می آمد که تو بر روی من راه بروی، و اگر اختیارات به دست من بیافتد، پس می دانی که من با تو چه خواهم نمود، پس آنگاه آن چنان فشار می دهد که دنده هایش به هم می رسد، و نود و نه مار بر او مسلط می کند که گوشتش را نیش بزنند و استخوانش را بشکنند و تا روز قیامت در تردد و رفت و آمد خواهند بود.(تسلیة الفؤاد، ص 84).


قبرمومن:

هنگامی که مومن را در قبر می گذارند قبر او هفتاد گز وسیع می شود فرش مخملی پهن کرده و عطر خوشبو بر او می پاشند. قبر مومن را ایمان و قرآن روشن و نورانی می سازد و او را مانند عروس می آرایند تا آنگاه که محبوب وی او را بیدار نماید.

قبرکافر:

قبر کافر را آنقدر تنگ می کنند تا آنجا که پهلوها و ستون مهره هایش درهم فرو می رود و ماری به ضخامت گردن شتر بر او مسلط می شود که گوشت او را می خورد و فرشته های کرولال او را با چکش می زنند و صبح و شام اورا در آتش می سوزانند.

هشت چیز برای حفاظت از عذاب قبر:

فقیه ابواللیث(رح) می فرماید: برای حفاظت از عذاب قبر عمل بر چهار چیز و پرهیز از چهار چیز دیگرضروری است. آن چیزهایی که عمل برآنها ضروری است عبارتند از:

1.    پایبندی به نماز

2.    کثرت صدقه

3.    تلاوت قرآن

4.    کثرت تسبیحات

این چیزها قبر را روشن و وسیع می کنند.

آن چیزهایی که پرهیز از آنها ضرورت دارد عبارتند از:

1.    بازی و لغویات در نماز

2.    هنگام تلاوت قرآن حرفهای بیهوده زدن

3.    جماع کردن در حالت روزه

4.    خندیدن در قبرستان

یک واقعه عبرت آموز:

تعدادی مردم نزد حضرت ابن عباس(رض) آمدند و گفتند که یک همراه ما فوت کرده و ما برای دفن کردن او قبر کندیم اما در آن مارسیاهی بود. برای بار دوم و سوم قبرهای دیگری کندیم در آنها نیز همان مار موجود بود. حال ما چه کار کنیم؟ فرمودند: در یکی از آن قبرها او را دفن کنید این مار نتیجه یکی از عمل هایش می باشد اگردر تمام دنیا برای وی قبر بکنید بازدرهرقبری مارخواهد بود.

چنانچه آنها اورا دفن کرده و به منزل مرده رفته و حالات او را اززنش سوال کردند. زن مرده گفت: او تجارت غله می کرد روزانه برای خوردن ازکیسه غله بیرون می آورد و به اندازه آن سنگریزه و خش و خاشاک در آن مخلوط می کرد. (ماردرون قبرنتیجه این عمل وی بوده.)


آواز و هشدار زمین به انسان:

زمی روزانه پنج مرتبه ندا سر می دهد:

1.    ای انسان! تو برپشت من راه می روی یک روز داخل شکمم خواهی آمد.

2. ای انسان! تو بر روی پشت من چیزهای مختلفی می خوری درشکم من حشرات تئ را خواهند خورد.

3. ای انسان! تو برروی پشت من میخندی بزودی داخل شکم من گریه خواهی کرد.

4. ای انسان! تو بر روی پشت من خوشنود هستی فردا در داخل شکم من غمگین خواهی شد.

5. ای انسان! تو بر روی پشت من گناه می کنی درحالیکه بزودی درداخل شکم من سزا داده می شوی.


ماجراهای روایت شده از عذاب قبر:

از عمربن دینار روایت شده : خواهرشخصی درمدینه فوت کرد او را دفن کرده، به خانه برگشت و فهمید که کیسه پول خود را هنگام دفن خواهرش درقبرجا گذاشته است بهمراه شخصی دیگربه قبرستان رفته و قبررا کندند تا کیسه را یافتند.

برادرمرده به همراه خود گفت: کمی دیگرنیزقبررا بکن تا ببینم خواهرم درچه حالتی به سرمی برد. قبررا بیشترحفرنموده، دیدند که قبرپرازشعله های آتش است زود قبررا پرکرده و چگونگی احوال و اعمال خواهرخود را ازمادرش پرسید، مادرش به او جوابی نداد لیکن بعد با اصرارپسرش گفت: خواهرشما در نمازها سستی می کرد و نمازها را در اول وقت نمی خواند و خوب وضو نمی گرفت و شب هنگامی که مردم می خوابیدند در پشت دروازه حرف های مردم را گوش می داد تا برای دیگران بیان کند. بهمین درخاطرقبرعذاب داده می شود.

داد و فریاد مرده:

حضرت رسول اکرم(ص) فرمودند: هرمرده ای چنان فریادی سرمی دهد که اگرانسان زنده ای صدای او را بشنود بیهوش می شود و به جزانسان هرموجودی صدای او را می شنود.

اگرشخص مرده نیکوکارباشد به کسانی که او را به قبرستان حمل می کنندمی گوید زود مرا بدان جا ببرید اگرشما آنجا را می دیدید حتما در بردن من بدان جا عجله می کردید. ولی اگرشخص مرده بدکارباشد خطاب به مردم می گوید مرا بدان جا نبرید اگرشما آنجا را می دیدید هرگزمرا به آنجا نمی بردید.

بعد ازدفن دو فرشته سیاه رنگ با چشمان آبی خواهند آمد لیکن وقتی ازجانب سرمی خواهند او را عذاب دهند نمازآنها را بازمی دارد و می گویند ازاینجا نیایید زیرا که این شخص ازخوف این قبردرنمازمشغول می بود. ازجانب پاها اطاعت والدین مانع می شود، ازجانب راست صدقه و ازجانب سمت چپ روزه آندو فرشته را ازآزار رساندن به شخص مرده بازمی دارند.

زندگی این دنیا چند صباحی بیش نیست ودراین موقع زندگی و تندرستی باید برای قبرو حشرعملی انجام داده شود وگرنه بعد ازموت انسان درقبرقادربه انجام هیچکاری نیست. حتی اگربخواهد یک مرتبه کلمه شهادت و تسبیحی را بخواند به او اجازه داده نمی شود زندگی دنیا مانند راس المال(اصل سرمایه) است که با وجود آن انسان قادربه انجام هرکاری می باشد همانطوری که با تمام شدن اصل سرمایه تجارت دشوارمی شود.

با پایان یافتن زندگی نیزانجام دادن هرعملی غیرممکن می شود(دنیا جای اعمال است، حسابی نیست و آخرت جای حساب است اعمالی درکارنیست) امروزهنگام محنت و کسب و کاراست لیکن انسان غفلت می ورزد و فردا انسان خواهش انجام کاری می کند لیکن وقت تمام می شود.   

     ( فاعتبروا یا اولی الابصار)


        

1-    عذاب قبر به علت بد اخلاقی

شهید مطهری (ره) رویایی را از یکی از علما نقل می کند : ایشان یک روز ضمن درس در حالی که دانه های اشکشان بر روی محاسن سفیدشان می چکید این خواب را نقل کرده و فرمودند : در خواب دیدم مرگم فرا رسیده است. مردن را همان طوری که برای ما توصیف شده است در خواب یافتم. خویشتن را جدا از بدنم می دیدم و ملاحظه می کردم که بدن مرا به قبرستان برای دفن حمل می کنند ، مرا به گورستان بردند و دفن کردند و رفتند.

من تنها ماندم و نگران که چه بر سر من خواهد آمد ؟ ناگهان سگی سفید وارد قبر من شد در همان حال احساس که این سگ تندخویی من است که تجسم یافته و به سراغ من آمده است مضطرب بودم که حضرت سیدالشهداء ع تشریف آوردند و به من فرمودند : غصه نخور من آن را از تو جدا می کنم !

2-    فرزند صالح و رفع عذاب قبر

در حدیثی حضرت رسول ص فرمود : که حضرت عیسی بن مریم ع بر قبری که صاحب آن قبر را عذاب می کردند گذشت. پس از یک سال دوباره حضرت عیسی ع از آن جا عبور کرد و دید که عذاب از صاحب آن قبر برداشته شده است ، پس گفت : ای پروردگار من سال قبل که از کنار این قبر گذشتم صاحبش در عذاب بود و امسال که بر او گدشتم می بینم عذاب از او برداشته شده است ؟!

به عیسی ع وحی رسید که ای روح الله ! صاحب این قبر فرزند صالحی داشت که به حد بلوغ رسیده بود پس راهی را اصلاح و درست کرد و یتیمی را پناه داد و من هم صاحب قبر را به سبب عملی که فرزندش انجام داد آمرزیدم !



3-    عذاب قبر ستم کننده به فرزند حضرت زهرا س

سید جلیل و عارف گرانقدر سید محمدعلی عراقی ، از معدود کسانی است که خدمت حضرت صاحب الامر عج رسیده اند می گوید : در ایام جوانی در یکی از روستاهای عراق ساکن بودم. در آن ایام شخصی را می شناختم وفات نمود. از همان شبی که او را دفن نمودند به مدت چهل شب ، در وقت مغرب آتشی از قبر نمایان می شد و ناله جانسوزی از آن قبر به گوشم می رسید.

در یکی از شبها چنان ناله و فزع آن شخص شدت پیدا کرد که از شدت ترس لرزه بر اندامم مستولی شد. به گونه ای که نتوانستم خود را نگه دارم و نزدیک بود که حالت غش بر من عارض شود. بعشی از بستگانم که از حال من مطلع بودند مرا برداشته و به خانه دیگری بردند و پس از مدت زمانی به خود آمدم.

از این حالت که از آن شخص دیده شده بود ، بسیار متعجب بودم ، زیرا او کسی بود که وظایف شرعی خود را انجام می داد. مقداری جستجو کردم تا علت این عذاب را بفهمم ، تا اینکه معلوم شد آن شخص در زمان حیاتش مدتی مباشر عمل دیوانی محله خود بود و از شخص سیدی که در آن محله بود وجه تحمیلی دیوانی می خواست و چون سید قدرت مالی برای دادن نداشت مدتی او را حبس کرده و برای دریافت آن، مدتی او را به سقف خانه خود آویخته بود.



4-    عذاب قبر به خاطر خیانت به خلق الله

بیهقی از عبدالحمید بن محمود نقل می کند که ابن عباس بودیم که مردی آمد و گفت : به حج می آمدیم که در محلی به نام صفاح یکی از همراهان ما از دنیا رفت. برایش قبری کندیم که دفنش کنیم ، دیدیم مار سیاهی لحد (قبر) را پر کرد. قبر دیگری کندیم باز دیدیم مار آن قبر را پر کرده ، قبر سوم را کندیم ، باز مار در آن نمایان شد. جنازه را بی دفن گذاشته ، پیش تو برای چاره جویی آمدیم. ابن عباس گفت : آن مار عمل اوست ، بروید او را در یک طرف قبر بگذارید ، اگر تمام زمین را بکنید مار در آن خواهد بود برگشته و او را در یکی از قبرها انداختیم ، چون از سفر برگشتیم پیش همسرش رفته و خبر مرگ او را داده و از کارهای شخصی مرده سوال کردیم. زن می گفت : او آرد می فروخت ، غذای خانواده خود را از ( خالص ) آن برمی داشت ، سپس به مقداری که برمی داشت کاه و نی خرد کرده ، قاطی می کرد ، می فروخت.

5-    عواقب بی اعتنایی به نماز

پیامبر اسلام ص می فرماید : ای فاطمه ! هر کسی از مردان یا زنان به نماز بی اعتنایی کند خداوند او را به پانزده عقوبت مبتلا گرداند که شش تا در دنیا و سه تا هنگام مرگ و سه تا در قبر و سه تا در قیامت دامنگیر انسان می شود :

الف) شش مورد در دنیا : برداشتن برکت از عمر ، برداشتن برکت و روزی ، محو سیمای صالحین از چهره و رخسار ، بی اجر ماندن اعمال ، عدم قبول دعا ، عدم مشمولیت دعای نیکان

ب) سه مورد در هنگام مرگ : ذلیل خواهد مرد ، تشنه خواهد مرد ، گرسنه خواهد مرد

پ) سه مورد در قبر : ملکی او را شکنجه می کند ، قبر او تنگ می شود ، قبر او تاریک می شود

ت) سه مورد در قیامت : (او را) وارونه به زمین خواهند کشید ، سخت مورد محاسبه قرار می گیرد ، خدا به او نظر رحمت نخواهد داشت و به عذابی دردناک گرفتار می گردد

 6-  عذاب قبر سخن چین

شیخ صدوق ره در حدیثی طولانی از حضرت رسول ص روایت کرده که هر کس نمامی و سخن چینی کند ما بین دو نفر ، حق تعالی مسلط کند در قبر بر او آتشی را که او را تا روز قیامت بسوزاند. و چون از قبر بیرون آید بر او چهار مار سیاه بزرگ که گوشت او را به دندان بکند ، مسلط فرماید تا داخل جهنم شود.

7-    عذاب قبر چشم چران

حضرت رسول اکرم ص فرموده است که هر کس چشم خود را از نگاه به نامحرم پر کند ، حق تعالی او را در روز قیامت در حالی که به میخ های آتسین میخ دوز کرده باشند محشور فرماید ، تا زمانی که حق تعالی ما بین مردم حکم فرماید ، سپس امر می کند او را به آتش ببرند.

8-    عذاب قبر شراب خوار

حضرت رسول اکرم ص فرمود : شراب خوار در روز قیامت در حالی که رویش سیاه ، و چشمانش کبود و کنج دهانش مایل و کج و آب دهانش جاری است و زبانش را از قفا بیرون کشیده باشند محشور می شود.


9-    عذاب قبر به خاطر غیبت

جابر بن عبدالله انصاری ره می گوید : همراه پیامبر ص عبور می کردیم تا به کنار دو قبر رسیدیم. آن حضرت فرمود صاحبان این دو قبر اکنون عذاب می شوند و عذاب یکی از آنها از این روست که در دنیا غیبت می کرد ، و عذاب دیگری از این رو است که از پاشیدن قطرات ادرار به بدنش پرهیز نداشت. سپس پیامبر ص چوب تازه ای طلبید و آن را دو نیم کرد. فرمود : هر کدام را در یکی از آن دو قبر فرو کنید ، همین کار را انجام دادیم ، فرمود : تا هنگامی که دو چوب تازه و تر هستند ، آنها عذاب نمی شوند.

10-  عذاب قبر کشنده برادر امام حسین (ع)

در دارالسلام نوری از کتاب ثواب الاعمال صدوق ره نقل کرده است که پس از واقعه کربلا ، جوانی زیباروی که در وجاهت کم نظیر بود و جزء لشکریان کربلا و کشنده یکی از برادران امام حسین ع بود. او می گوید دیدم که صورتش مثل قیر سیاه شده و مانند نی باریک و ناتوان شده است.

احوالش را از همسایگانش پرسیدم گفتند : از وقتی که از سفر برگشته هر شب که می خوابد آن قدر ناله می کند و ضجه وزند که ما را هم از خواب بیدار می کند. نزدش رفتم و احوالش را از خودش گرفتم. گفت : شب ها آن جوان هاشمی مقتول می آید و مرا به سوی آتش می کشاند. آن قدر ناله می کنم که از خواب بیدار می شوم. این ناله و سیاهی چهره یکی از هزارها از عذاب بعدش هست که در این عالم پیدا شد....

نظر شما در مورد عذاب قبر چیست ؟ آیا تا به حال به آن فکر کردید ؟

http://www.sufilive.com/How_a_Woman_Was_Saved_from_Punishment_of_the_Grave-4231-print.html

http://holori-boy.blogfa.com

http://maot.blogfa.com

khaneyetarik.persianblog.ir